العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
314
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
شايسته بندگى ندانيم ، وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مثل عزير ، و مسيح ، و دانشمندان يهود ، و پيروى از آنها در مطالبى كه اختراع كرده و حلال و حرامهائى كه از پيش خود ساختهاند ، فَإِنْ تَوَلَّوْا از توحيد ، فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ يعنى حجّت بر شما تمام شد ، پس اقرار كنيد كه ما مسلمانيم ، نه شما ، يا بگوئيد شما كافر شديد آنچه را كتب آسمانى بيان فرموده ، و پيامبران موافقت كردند ، وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً يعنى بيزارم از عقائد باطله مُسْلِماً يعنى مطيع خدايم . بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ « 1 » اسلام در اينجا در مقابل كفر است ، أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ يعنى آيا پس از اين نشانهها و براهين هنوز دينى غير از اسلام ميجوئيد وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً بقولى يعنى در هنگام ميثاق و روز پيمان خدائى چنانچه از ابن عباس روايت شده ، و بقولى يعنى همه افرادى كه در زمين و آسمانهايند ، معبود بدون خدا را اقرار دارند ، گر چه پارهاى از آنها در عبادت خدا شرك ميورزند ، چنانچه خداوند ميفرمايد : اگر از آنها بپرسى چه كسى آنها را آفريده ، البتّه حتما ميگويند خدا « 2 » ، و بقولى مؤمن به رضايت خود تسليم شده و كافر باجبار در دم مرگ ، و بقولى تسليم كافر ، تسليم بانقياد و زبونيست ، و بقولى ، جمعى باكراه اسلام را پذيرفتند و برخى با رضايت و ميل و همين توجيه از حضرت صادق عليه السّلام نيز روايت شده كه فرمود : كَرْهاً ( باجبار ) يعنى دستهاى از ترس شمشير مسلمان شدند ، و حسن گويد اهل آسمانها به رضايت تسليم شدند ، ولى مردم زمين برخى به رضايت و پارهاى به اجبار ، عياشى « 3 » از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه اين آيه در باره حضرت
--> ( 1 ) سورهء آل عمران آيه 81 . ( 2 ) سورهء زخرف آيه 87 . ( 3 ) تفسير عياشى ج 1 ص 182 .